أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
256
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
بغداد است ، و بنابرآن هرچه در ميان روم و بغداد باشد ، فاصلهاش از خراسان بيش از فاصلهء بغداد از خراسان خواهد بود . از يكى از ايشان پرسيدم كه : رقّه كجا است و از كدام سرزمين است ؟ و در نزد وى جز نيمى از دانش نيافتم كه تمام آن از دو برابر آن بهدست نمىآيد ، در صورتى كه اين رقّه را در زيج بتّانى به كار مىبرد و ابعاد شهرها را از روى آن حساب مىكرد . و آن آگاهى كه نزد وى از رقّه يافتم ، همچون آگاهى متعصّبان در سند هند نسبت به قبّه بود كه تنها به نام بس مىكنند بىآنكه بدانند صاحب نام چيست ، و به چيزهايى باور دارند كه در علم هيئت روا نيست و علوم طبيعى مخالف آن است . پاك است خدايى كه انعام خود را از گمراهتر از انعام ( چارپايان ) دريغ نمىدارد . و همانگونه كه دورى غزنه از بغداد را از حيث طول و عرض تصحيح كرديم تا با معلوم بودن اختلاف طول و عرض مكّه و بغداد سمت قبله را درست كنيم ، همانگونه لازم است بعد غزنه را از جاهايى كه زيجها نسبت به آنها نوشته شده تصحيح كنيم تا كسى كه سيّارات را تقويم مىكند از راه راست گمراه نشود . و مىگوييم : محاسبات سند هند در اصل براى قبّه بوده است كه آن را ميانهء آبادانى مىدانستند و اتّفاق كلمه داشتند كه قبّه بيست زمان [ ؟ 20 ] يعنى يك ساعت و ثلث ساعت در مشرق بغداد است ؛ به اين حساب ، غزنه چهار زمان و خمس و سدس زمان يعنى ربع ساعت و يك سوم از يك دهم آن [ روىهمرفته 17 دقيقه ] در مشرق قبّه واقع مىشود . و امّا محاسبات مردم مغرب كه بر پايهء كتاب مجسطى و قانون ثاؤن ( ثئون اسكندرانى ) است ، نهاده شدهء بر اسكندريّهء مصر است كه ، بنابر آنچه بطلميوس در مقالهء پنجم از مجسطى آورده ، عرض آن ؟ 58 ؟ 30 است ؛ و ميان آن و بابل ، بنابر آنچه در رصدهاى بابليان آمده ، نصف و ثلث ساعت است كه مىشود دوازده زمان و نيم [ ؟ 30 ؟ 12 ] . و متأخّران اين بعد را سيزده زمان گرفتهاند كه نصف و ربع و سدس ساعت مستوى [ 51 دقيقه ] مىشود . و اگر بعد ميان اسكندريّه و شمّاسيّهء